|
دوشنبه 26 بهمن 1394 :: 08:52 :: نويسنده : khakim ![]() کتاب «انسان و کیهان در ایران باستان» نوشته «فیلیپ ژینیو» با ترجمه لیندا گودرزی
بخشی از مسایل فکری کتابهای دوران پهلوی هنوز هم محققان را با دشواریهای متعدد مواجه میکنند. یکی از دلایل این دشواریها، تاثیر فلسفه و پزشکی یونانی و سعی علمای زردشتی در جمع و تلفیق آنها با عقاید پیشین است اما بعضی مسایل مهم دیگر در کیهانشناخت و انسانشناخت و عرفان زردشتی هم وجود دارد که شناخت کل دین وابسته به شناخت آنهاست و هنوز هم در فهم آنها اشکالاتی است. تحقیقات سالیان دراز فیلیپ ژینیو، ایرانشناس بزرگ فرانسوی که نمونههایی از آن کتاب «انسان و کیهان در ایران باستان» آمده، جستوجوی پاسخهایی برای چنین پرسشهایی است. این کتاب شامل «مجموعه سخنرانیهای راتانبای کاتراک» نویسنده است که سال ۱۹۹۶ در دانشگاه آکسفورد ایراد شد. موضوعی که برای این سخنرانیها انتخاب شد، انسانشناسی کهن ایرانیان است؛ همان تصوری که انسان آن دوره از خود و وضع جسمانی و روحیاش و نسبت خویش با جهان داشته است. البته این مبحثی بسیار گسترده است که پیش از این چندین محقق به آن پرداختهاند اما فیلیپ ژینیو امیدوار است تا با کمک منابع فراوان سریانی که تاکنون توجه لازم به آنها نشده است، در مطالعه تطبیقی با منابع پهلوی نتایج تازهای فراهم شود. مخاطبان در شش فصل اصلی این کتاب با عناوینی مانند «سه روح نامیرا و وجوه دیگر وجود انسان»، «تن، کالبدشناسی، وظایف الاعضا و پزشکی»، «عناصر کیهان و نظریه عالم صغیر»، «انسان در برابر عالم غیب؛ آیین شمنی در ایران»، «آیین شمنی و جادوگری» و «مساله گروش به دین و هویت زردشتی» آشنا میشوند. کتاب «انسان و کیهان در ایران باستان» نوشته فیلیپ ژینیو با ترجمه لیندا گودرزی با شمارگان ۷۰۰ نسخه، در ۲۰۸ صفحه به بهای ۱۲۵ هزار ریال از سوی نشر ماهی روانه بازار نشر شده است. دوشنبه 26 بهمن 1394 :: 08:24 :: نويسنده : khakim
اشاره شنبه 24 بهمن 1394 :: 13:14 :: نويسنده : khakim 1- چراهای شگفت انگیز استان ایلام در استان ایلام هفت شهرستان به نام های آبدانان، ایلام، ایوان، شیروان، چرداول، دره شهر، دهلران و مهران وجود دارد. عذای محلی استان ایلام عبارتند از : آش محلی، ترخینه، شل کین، کله کنجی، بژی برساق. زبان مردم ایلام کردی، لری و لکی است. نام قدیم ایلام آلامتو و اریوجان است. یکی از پدیده های طبیعی استان ایلام دریاچه های دو قلو و سیاه گاو است. بازی های محلی استان ایلام عبارتند از: بازی پلان، کشتی، وزنه برداری، ،والیبال و فوتبال.
2- قطب ها قاره جنوبگان پست ترین و مرتفع ترین قاره جهان است. قطب همیشه یخ زده نبود. دمای قطب جنوب 89 درجه سلسیوس و در شمال 17 درجه گرمتر است. یخ های شناور از قلب یخچال آب شیرین جدا می شوند که مرتفع ترین آن ها 6 برابر برج خلیفه است. در قطب گیاه وجود دارد. بید قطب شمال یکی از مهم ترین گیاهان شمال است. موی خرس قطبی شفاف و پوست آنان سیاه است. قطب ها در حال آلوده شدن هستند. پنگوئن امپراتور در گذشته هم قد انسان بوده است. دانشمندان در قطب لباسهای فضایی را تست میکنند. 3- از تخم تا قورباغه یک دختر بچه و مادربزرگ او به برکه می روند که قورباغه ای برا می بینند که در حال تخم گذاشتن است. آن ها کمی از تخم ها را بر میدارند و به خانه می برند و به تنگ می اندازند. بعد از چند روز تخم ها تبدیل به قورباغه نوزاد می شود. آنها به قورباغه ها غذا می دهند تا قوی شوند و نمیرند. سرانجام قورباغه ها بزرگ می شوند و می خواهند که از تنگ بیرون بیایند و مادربزرگ آن ها را می گیرد و به برکه می برد. 4- میهمان شرمسار اذان مغرب گذشته بود. چند نفر از کافران میخواستند میهمان پیامبر شوند. پیامبر از یاران خود خواست هر کدام از این مهمانان را به خانه خود ببرند. یکی از کافران با هیکلی درشت و ژولیده باقی ماند. با پیامبر همراه شد. هنگام شب اهل خانه پی در پی غذا می آوردند و او نیز غذاها را می بلعید. اهل خانه هنگام شب بدون غذا خوابیدندو پیامبر جای مرد را در اتاق دیگری انداخت و او به خواب سنگینی فرو رفت. ساعتی بعد یکی از اهالی خانه در اتاق مرد پرخور را قفل کرد. نیمه های شب مرد پرخور دچار دلپیچه شد و خواست که بیرون برود اما در قفل بود. او خوابید و در خواب خود را تخلیه کرد. وقتی بیدار شد می خواست از خجالت بمیرد. نزدیک اذان ظهر پیامبر در را گشود و مرد را دید و شتابان به سوی مسجد رفت. مرد تحت تاثیر اخلاق پیامبر قرار گرفت و مسلمان شد. مرد بقچه خود را در خانه پیامبر جا گذاشته بود و برگشت و از پیامبر معذرت خواست و با کمی غذا سر به بالین گذاشت. 5- برج پادشاه الف ها در اين داستان كسي به دهكدهي لامپيها دستبرد زده است. ولي اين شخص نميتواند "لرد اسپار" باشد، زيرا او به طرز اسرارآميزي ناپديد شده است. در دهكده شايع شده كه اين سرقت، كار يك هيولاي وحشتناك است. "اريك"، "جولي" و "نيل" همراه "خان" و "شاهزاده كياه" به راه ميافتند تا اين هيولا را پيدا كنند. ولي به جاي آن با چيز غير منتظرهاي روبهرو ميگردندو .... 6- طومار ماه "گالن" به جهان زيرين امپراتوري اهريمني "پانجيباره" رفته است. او براي دفاع از خويش، به چوب جادوي "اوريك" كه قرنها پنهان بوده است احتياج دارد. "كياه" و دوستانش ميخواهند به گالن كمك كنند، اما تنها چيزي كه ميتواند آنها را به چوب جادو برساند "طومار ماه" است. طومار ماه ميتواند كارهاي شگفتانگيزي انجام دهد و يكي از آنها اين است كه ميتواند كساني را كه آن را ميخوانند به زمان گذشته ببرد.
مردم فرهنگ رانندگی ندارند... مردم کتاب نمیخونن...
شنبه 24 بهمن 1394 :: 10:22 :: نويسنده : khakim
چهارشنبه 21 بهمن 1394 :: 12:44 :: نويسنده : khakim
بارون روندو قهرمان قصه از سنتهای کهنه و قیدهای بی چون و چرای اجتماعی میگریزد و شیوهای از زیستن را برای خود بر میگزیند که کوچکترین همانندی با دیگر مردم ندارد. زمین سفت و آشنای زیر پا را رها میکند و به زندگی در راه پیچاپیچ و لرزان بالای درختان میرود. یعنی میتوان گفت که دنیای دیگری را جایگاه خود میکند. اما نه اینکه در برج عاج بنشیند. فاصله گرفتنش از زمین برای دوری جستن از مردم نیست. برعکس؛ پنداری درجستجوی میدان دید گستردهتری به میان شاخ و برگ درختان میرود تا همه چیز را بهتر و بیشتر ببیند، تا بهتر بتواند به آنچه برایش شورش کرده است، عمل کند. ایتالو کالوینو از سرشناسترین چهرههای ادبیات معاصر ایتالیاست و به خاطر شیوهی خاص خودش، جایگاه ویژهای در میان رمان نویسان اروپایی دارد. شیوهای که تخیل نیرومند، طنز ظریف و توجه نزدیک به واقعیت و تاریخ را در هم میآمیزد. در آثار او که آکنده از تمثیل و استعاره است، نگرش موشکافانه به واقعیت و طنز و افسانهپردازی و تخیل شاعرانه همه به یک اندازه جا دارند. بارون درخت نشین، معروفترین اثر و بهترین نمونه کار اوست. شادروان مهدی سحابی، به شیوایی تمام این اثر ارزشمند و خواندنی را ترجمه کرده است و انتشارات نگاه آن را منتشر نموده است. سهشنبه 20 بهمن 1394 :: 17:03 :: نويسنده : khakim نشست کتابخوان ویژه کودک و نوجوان در مورخه 94/11/18 با حضور تعدادی از دانش آموزان در مدرسه راهنمایی هاجر با معرفی کتابهای ذیل توسط دانش آموزان برگزار گردید.
دیوید کاپرفیلد نام رمانی نوشته چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی و نیز نام شخصیت اصلی همین داستان است. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۸۵۰ میلادی منتشر شد. دیکنز آن را از سایر کتاب های خود برتر میدانست شاید بخاطر اینکه حوادث هیجان انگیز و بسیاری از عناصر داستان برگرفته از رخداد های زندگی خود او است و میتوان گفت بیش از دیگر رمانهای او، قالب اتوبیوگرافی دارد. شخصیت اصلی این داستان، دیوید کاپرفیلد، کودک مورد علاقه خود دیکنز نیز میباشد. دیوید پسرک یتیمی است که مادرش با مرد خشن و بی رحمی ازدواج می کند و آنها دیوید را به مدرسه شبانه روزی می فرستند. مشکلات و تحقیرهایی که دیوید توی زندگیش تحمل می کند و با این حال سعی دارد راهش را به سوی اینده باز کند . گرگ ها از برف نمی ترسند ای کتاب از روستای کوچک ۵ خانواری حکایت دارد که در دره های محصور کوهی در سبلان واقع شده است.موضوع رمان درباره طبیعت و زلزله است. داستان در سبلان رخ می دهد، زلزله ای به وقوع می پیوندد و در پی آن برف سنگینی می بارد. شخصیت های اصلی داستان، ۲ دوست نوجوان به نام های فتاح و یوسف هستند و البته در کنار آنها، گرگ نیز به عنوان یک شخصیت نمود پیدا کرده و نقش پررنگی هم دارد. ویژگی بارز این کتاب، پرداخت جزییات صحنه های زلزله و پیامدهای آن است، به طوری که خواننده را آهسته آهسته به عمق داستان می برد و وقتی خواننده به خود می آید، خود را در فضای ویران شده روستا و در میان آواری از خشت و گل می بیند. با وقوع پس لرزه ها تن خواننده نیز به لرزه می افتد و هنگامی که تقلای ۲ نوجوان را که هیچ امیدی به امدادرسانی ندارند چرا که فکر می کنند روستایشان فراموش شده است برای نجات خانواده شان می بیند سنگینی فاجعه را هر لحظه بیشتر احساس می کند؛ ۲ نوجوانی که علاوه بر تحمل دیدن صحنه های دلخراش فاجعه باید با گرگ هایی که با استشمام بوی احشام به روستا سرازیر شده اند نیز بجنگند. بلندیهای بادگیر بلندیهای بادگیر (Wuthering Heights) رمانی است نوشتهٔ امیلی برونته، شاعر و نویسندهٔ انگلیسی. این کتاب در فارسی با عنوان عشق هرگز نمیمیرد نیز ترجمه شدهاست. داستان از زبان خدمتکاری به نام آلن دین برای مردی تعریف می شود که خانه ای را از شخصی به نام هیت کیلیف اجاره کرده است و در حقیقت ماجرای زندگی هیت کلیف است . آقای ارنشا همراه فرزندانش هیندلی و کاترین در خانه ای به نام وادرینگ هایتز زندگی می کند . روز آقای ارنشا پسر بی سرپرست و بیچاره ای به نام هیت کیلیف را با خود می آورد تا با آنها زندگی نماید پسری صبور اما موذی که رابطه ای صمیمی با کاترین ایجاد می کند در حالی که با هیندلی خیلی روابط خصمانه ای داره و ماجرا بدین نحو ادامه پیدا می کنه تحقیرها عشق ها و انتقام های پیچیده و تو در تو . هیتکلیف پسری یتیم از خانواده ای کولی به سرپرستی مردی مهربان و ثروتمند درمی آید . دختر خانواده کاترین است که از همان روز اول ارتباط خوبی با پسرک برقرار می کند اما پسر خانواده به شدت از او متنفر است . پس از مرگ پدر او را به عنوان کارگر در خانه قبول می کنند و جایگاهش را از او می گیرند . هیتکلیف و کاترین که عاشق هم هستند با مرارت های زیادی روبرو می شوند . برادر کاترین سعی در جدا کردن آنها می گیرد و سرانجام کاترین تن به ازدواج با مردی ثروتمند می دهد . هیدکلیف با روحی زخم خورده و سراسر تحقیر شده خانه را ترک می کند تا روزی به قصد انتقام برگردد و "بلندی های بادگیر" شکل می گیرد ...
غرور و تعصب كتاب در مورد خانواده اي به اسم بنتس ست که پنج دختر دارند. آقاي بنتس يك جنتلمن است كه زني كوته فكر دارد كه همه فكرش شوهر دادن دخترهاست. جين دختر اول بسيار زيبا و موقر ، اليزابت دختر دوم شيطان و فعال ، كاترين و ليديا جلف و فقط در فكر رقص و مهماني هستند و مري هم گوشه گير و كتاب خوان است . كتاب هم عشق و عاشقي و ماجراهاي اين دخترهاست .چندی بود که در همسایگی شان در باغی به نام "نِدِرفیلد" مردی سرشناس و ثروتمند به اسم "چارلز بینگلی" زندگی می کرد که بسیار با محبّت و خوش چهره بود.خانم بنت می کوشید تا هر طور شده مرد جوان را برای ازدواج به یکی از دخترانش مایل کند . در یک مهمانی که بینگلی ترتیب داده بود ، خانواده ی بنت نیز حضور داشتند .آقای دارسی ، دوستِ شوهرِ خواهر چارلز هم در آن جشن بود .او سر و وضعی آراسته و پر غرور داشت .آن شب ، جین با چارلزبینگلی آشنا شد . دوشیزه بینگلی هم دوست داشت دارسی به او توجه کند که چنین نشد... جام جهانی در جوادیه موضوع این رمان، برگزاری یک مسابقه فوتبال در گروه نوجوانان، آن هم در یکی از محله های جنوبی شهر تهران (جوادیه) است. پسری به نام سیاوش بود که زبان انگلیسیش خوب بود. آن سال تابستان سفیر کانادا به همراه پسرش به ایران آمده بود. پسر سفیر که نامش آلکس بود، میخواست زبان فارسی یاد بگیرد. خلاصه سیاوش معلم او شد. از آن طرف سیاوش و دوستانش میخواستند مسابقات بین المحلی برگزارکنند و به همین دلیل اعلامیه چاپ کردند. روزی آلکس اعلامیه را دید و چون به زبان انگلیسی هم نوشته شده بود توانست آن را بخواند. آلکس وقتی از این مسابقات با خبر شد، این موضوع را به پسران سفیران کشورهای دیگر گفت و هر کدام از آنها تصمیم گرفتند در این مسابقات تیم بدهند و به این ترتیب این مسابقات با نام جام دوستی آغاز شد و.... کوه مرا صدا زد داستان درباره نوجوانى به نام «جلال» است که در روستایی در کوههاى سبلان زندگى میکند. در یکی از روزها بیماری سختی بر پدر جلال مستولی می شود و جلال برای یافتن حکیم و مداوای پدر با اسب خود «قاشقا» به روستای همسایه مىرود... حکیم بر بالین پدر حاضر می شود و با معاینه پدر توصیه می کند که فورا او را جهت معالجه به شهر ببرند... عمو اسحق پدر را براى معالجه به شهر میبرد... اما بیماری پدر بسیار وخیم است و حکیم و پزشکان شهر نمىتوانند پدر را نجات دهند و او میمیرد. اینجاست که جلال خانواده خود را بدون سرپرست می بیند و تصمیم می گیرد هر طور که شده جای خالی پدر خود را پر کند. يكى از روزها، وقتى عمو اسحق براى گرفتن «كبك» به كوهستان مىرود، جلال كه نتوانسته رضايت او را جلب كند، پنهانى به دنبالش روانه مىشود. در بين راه عمو متوجه حضور جلال شده و از سر دلسوزى او را هم با خود همراه مىكند... آنها موفق مىشوند در كوهستان كبكى را شكار كنند. وقتى عمواسحق به دنبال كبك ديگرى مىرود، گرفتار بهمن مىشود. جلالعمو را نجات مىدهد و به دهكده بازمىگرداند. عمواسحق جريان رابراى مادر جلال تعريف مىكند، او باور مىكند كه پسرش ديگرمىتواند كارهاى مردانه خانه را انجام دهد. درباره کتابخانه کتابخانه عمومی حکیم هیدجی تحت نظر نهاد کتابخانه های عمومی کشور در سال 1375 و باهدف اطلاع رسانی به عموم مخاطبین شروع به کار کرده است. تلفن: 02435752101 آدرس: خیابان امام خمینی - خیابان ملت- کتابخانه عمومی حکیم هیدجی کدپستی: 43876-45731 موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|